|
آواز خیس باران
هوالحق سلام ماه رمضان هم تمام شد . البته چند سالی می شه که تموم شدن ماه رمضان مصادف می شه با تموم شدن چندتافیلم و سریال رنگ وارنگ و تر وتازه که فکر می کنم فلسفه ی به وجود اومدنشون اینه که ما زیاد احساس گشنگی نکنیم .ولی حالا که ماه رمضان تموم شده و بیشتر این سریال ها هم همین طور ، می شه راحت تر دربارشون نوشت: شبکه اول با یک شبه «او یک فرشته بود» بازی رو شروع کرد ولی حتی نتونست به یه مساوی ناقابل با میوه ی ممنوعه ی حسن فتحی که در نوع خودش موضوع جدیدی رو انتخاب کرده بود دست پیدا کنه . در این میون سریال یک وجب خاک با رعایت تمام اصول کلیشه سازی یه موضوع کلیشه ای و یک داستان به شدت قابل پیش بینی رو روی آنتن برد و با ارفاق در مقام سوم ایستاد و شکرانه ی سعید سلطانی هم با اون همه خرج و زحمت به دلیل پرداخت بد قصه ، بازی بد بازیگران ، و نداشتن انسجام و کارگردانی بد از دور مسابقات حذف شد . هوالحق سلام ماه رمضان هم دارد تمام می شود . ماهی که فرصتی بود برای ساختن دوباره ی خود . شب هایی که در آن می شد سرنوشت را از سر نوشت . می شد توبه کرد . می شد خوب شد . ولی همه می دانیم که خوب شدن مهم نیست بلکه خوب ماندن مهم است . مسئله ای که کم تر کسی به آن توجه می کند . چند شب به مسجد می رویم قرآن بر سر می گذاریم و العفو می گوییم ولی فردا باز روز از نو و روزی از نو . باز هم همان دروغ ها ،همان غیبت ها و همان تهمت ها . انگار نه انگار که دیشب در چنان محفلی بودیم . انگار نه انگار که تصمیم گرفتیم که خوب باشیم و خوب بمانیم . بد نیست در این سه شب بیشتر فکر کنیم،به خودمان،به آینده و فردایمان فردایی که باید جواب پس بدهیم ،جواب پس بدهیم برای هر قدمی را که برداشته ایم و هر قدمی را که برنداشته ایم . تا بتوانیم به یاری خدا سرنوشتمان را از سر بنویسیم . نماز روزه هاتون قبول باشه و فعلا خداحافظ
|